در شبهای ماه مبارک رمضان و در لیلةالقدر انقلاب اسلامی، در هنگامۀ نبردِ مردمان پیشانی بلند و سربازانِ جاودانِ سرزمینِ آفتابِ حقیقت با شقیترین نیروهای اهریمنیِ برخاسته از دل تاریخ، این کتاب مونس خستگیهای ما شد.
«آب هرگز نمیمیرد» تبدیل شد به منبعی از نیروهای ماورایی تا در زمان خستگیها و بیخوابیها به یاد مجاهدتهای عاشقانۀ شهدا و جانبازان سرافراز و سربلندِ میهن عزیزمان در زمان هشت سال دفاع مقدس باشم و چه خوب است که در این دوران از شهدا بیشتر بخوانیم.
خسته کردنِ خستگی از آن دست واقعیتهای کلیشهزده است که با هیچ متر و معیاری نمیتوان برای آن بدیلی جُست، مگر عشق به دین، دیانت، حق، حقیقت و وطن. مگر میتوان نگاه چپ به سرزمین چنین مردمانی انداخت؟!
جهاد و تلاش مستمر و بیوقفه – و به قول رهبرِ ثابتقدم، راستگو و یگانۀ روزگار خویش «میدان مسابقۀ بهشت» – انسانهای بااراده و باغیرت را به خود میخواند. باشد که ما را نیز بخوانند و راه نشان دهند.
مطالعۀ این دست کتابهای جنگی که فقط راوی حالات خاص رزمندگان نیست و به نوع عملیاتها، کشته شدنها و مجروحیتها، تکها و پاتکها و تبلور دوبارۀ کربلا در مرزهای ایران اشاره میکند، در روزهایی غیر از روزهای جنگی آسان نیست؛ از این منظر که مخاطب تا خود آن دوره را درک نکرده باشد، متوجه حقیقت و عظمت آن نخواهد شد، اما وقتی هواپیماهای دشمن در ایران مشغول شکستن دیوار صوتی هستند و بمب بر سر کودکان و مردم عادی میریزند، خواننده تازه درمییابد افرادی که در کتاب بر زمین میافتند، مُرکب خشکیده بر کاغذ نیستند و خط به خطِ اتفاقات این کتاب رنج و جهادی است که سلولسلول رزمندههای ایرانی تحمل کردند تا از دین و ناموس و خاک وطنشان دفاع کنند.
نویسندۀ کتاب، در کنار روایت شرح حال آقای سُلگی از زبان خود او، از روایات همرزمان او نیز برای افزودن وضوح به خط اصلی روایت بهره برده است. مهمترین نکته این است که با یک زندگینامۀ رئال مواجه هستیم و نه یک رمان داستانی و خواننده واقعاً حس میکند که بدون کمترین دخل و تصرفی شاهد هر آنچه اتفاق افتاده است، بهطوریکه این سلسله حوادث که از زاویۀ دید آقای سُلگی روایت میشود، صحنۀ واقعی جبهه را برای ما ترسیم میکند.
نویسنده محترم: جناب آقای سید علی مرعشی
راه ارتباطی با نویسنده: a.marashi110@gmail.com