کتاب را پیش از جنگ رمضان و در وضعیتی به دست گرفتم که اگر نموداری برای پایش وضعیت شرم در کلان منطقه جغرافیایی که در آن زندگی میکنیم وجود داشت، شاخصها در بدترین وضعیت ممکن نسبت به سالیان پیش بود.
وضعیتی که -برخی- از انسانها به انجام کارهای بیشرمانه افتخار میکردند و متفاوت بودن به هر قیمتی را هنجار مناسب زندگی میدانستند. بیشرمانه سخن گفتن، خوردن و پوشیدن و به طور کلی رفتارهای اجتماعی تابعی از بروز کمبودهای درونی و نمایش آن در قالب مبارزه با سنتهای تاریخی، اجتماعی و دینی شده بود.
طبق نظر نویسنده، احساس شرم زمانی ایجاد میشود که «فرد یا جمع بتواند نتایج کردهای خود را از یک سو با اهداف و انتظارات بالقوهای که میتواند و میباید از خود داشته باشد بسنجد، و از سوی دیگر، نتایج کردارهایش را با محک یک نظام ارزشهای علم اخلاقی بسنجد.»
یکی از عوامل اصلی کمرنگ بودن احساس شرم در جامعۀ ایران از نگاه نویسنده «استبداد» و طولانی بودن حکمرانی آن در طول قرون گذشته است. استبداد موجب ضعف نظام اخلاقی مردمان میشود و انسانها همیشه میکوشند برای کارهای خود توجیهی بیایند و مقصر را سخت بودن شرایط بدانند. آنها بهجای اینکه نگاهی به درون بیاندازند، شرایط زمانه و حاکم مستبد را متهم میدانند و همیشه نقش مظلوم را بازی میکنند تا از مسئولیت شانه خالی کنند. راستی آزمایی اینکه این گزاره چقدر کلیت دارد و آیا مهمترین عامل «نبود احساس شرم» در ما برای اصلاح خود و درنهایت جامعه است را باید به صورت مفصل بررسی کنیم.
پ: هرچقدر موضوع کتاب برای خواننده ایرانی اهمیت دارد اما نثر آن روان نیست و بسیاری از گزارهها و ادعاهای آن نظری است. بیان مثالهای بیشتر میتوانست به ملموس شدن نکات کتاب کمک کند.
نویسندۀ محترم: جناب آقای سید علی مرعشی
راه ارتباطی با نویسنده: a.marashi110@gmail.com